ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۳, چهارشنبه

اصلاح طلبان و امام سیزدهم


بررسی باورهای سیاسی و عمل‌کرد بازیگران صحنه سیاست بهترین روش برای پیش‌بینی اعمال آینده آن‌ها میباشد. از این نقطه نظر بررسی اقدام‌ها و باورهای اصلاح طلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اهداف و اعمال آتی آن‌ها را نمایان میکند. از سوی دیگر باند رهبری و باورهای آن‌ها و دلایل ناسازگاری آن‌ها با اصلاح طلبان نیز وزن سیاسی جناح مقابل را تعیین کرده میزان انعطاف و امتیاز قابل دریافت از باند مقابل را نشان میدهد.

باورهای اصلاح طلبان ( بر اساس عمل‌کرد و اظهارات و انتخاب افرادی که در صحنه سیاست داشته‌اند ):
1- آن‌ها به حقانیت مذهب امام سیزدهم ( خمینی ) اعتقاد دارند و او را معصوم میدانند.
2- سیستم ولایت فقیه را برای جمهوری اسلامی ایران لازم میدانند حتی اگر عمل‌کرد رهبر فعلی مورد نقد آن‌ها باشد.
3- خواستار جدائی دین از سیاست نیستند. و آن را به معنی خاموش شدن چراغ اسلام میدانند.
4- از دید آن‌ها دمکراسی سکولار و غربی به درد کشور ایران نمیخورد.
5- امامت امام چهاردهم ( خامنه ای ) را قبول ندارند.
6- سعی میکنند در مورد امام چهاردهم تقیه کنند و باورهای واقعی خود را بروز ندهند.
7- حماقت خودشان را در ادامه جنگ تحمیلی بعد از پذیرش صلح از سوی عراق به نام رشادتهای خود تبلیغ میکنند.
8- اکثراً متعلق به دوره انقلاب و جبهه و مورد تائید خمینی هستند. و وجهه قانونی خود را برای حضور در صحنه سیاست از این طریق کسب میکنند.
9- در مورد قتل فرزند خمینی(احمد خمینی) سکوت میکنند و چشم‌پوشی را برای حضور در سیاست لازم میدانند.
10- عدم خشونت و گذر آرام به دمکراسی از دیدگاه آن‌ها به معنی سکوت است نه حق طلبی به همین خاطر نیز در راهپیمائیهای مرتبط با انتخابات 88 مردم را دعوت به سکوت میکردند.
11- منفعت را به حق ترجیح میدهند مثلاً حضور خاتمی در پای صندوق رأی مجلس نهم به رغم عدم برآورده شدن حداقل حق های خواسته شده وی که در آذر ماه اعلام کرده بود. برای محروم نشدن از منافع حضور در صحنه سیاست بود.

باورهای باند رهبر
1- آن‌ها دوره خمینی را پایان یافته میدانند و به حقانیت مذهب امام چهاردهم ( خامنه ای ) اعتقاد دارند.
2- به کاریزماتیک نبودن شخصیت خامنه ای واقف هستند. و تلاش میکنند با حمایت این ضعف را پر کنند.
3- خط قرمز آن‌ها عدم اعتقاد به مذهب امام چهاردهم میباشد. با نام ولایت مداری
4- همگی به سفره پهن شده جلوی خود آشنا هستند و سعی در ماندن سر سفره میکنند.
5- هرکسی که برای آن‌ها و مذهب اعتقادی آن‌ها دردسر ایجاد کند سعی میکنند به صورت فیزیکی حذف کنند.
6- از ارائه راهکار و پیشنهاد و برنامه هراسان هستند. چون عکس‌العمل رهبر را نمیتوانند پیش‌بینی کنند.
7- غالباً از افراد تازه به دوران رسیده بعد از انقلاب میباشند که سوابق انقلابی و جبهه ای ندارند.
8- در سیستم سازمانی آن‌ها حاکمیت با باندهای اقتصادی و رانتهای موجود در آن‌ها هست که توسط سران سپاه و بیت رهبری کنترل میشوند.
9- هیچ گونه افشاگری در مورد فساد داخلی این باند نبایستی به بیرون درز کند و با افشا کننده مانند یک خیانتکار به کشور برخورد میشود.
10- بزرگترین دشمن را رسانه‌ها و آگاهی مردم میدانند.
11- به علت ضعف مدیریتی گسترده در بین خود دفاع خود را بر اصل همه یا هیچ استوار کرده اند. لذا عقب نشینی را به معنی شکست میدانند.

نکته اولی که بایستی مطرح کرد این است که مذهب امام سیزدهم از هر نظر خصوصیات یک مذهب را داراست. دارای رهبر و امامی برای خود است. پیروانی داشته و دارد. با مذاهب دیگر شیعه و سنی متفاوت است. با وارد کردن برخی از شرایط دینی در قانون اساسی ترکیبی از دین کاملاً سیاسی ایجاد کرده اند. افراد غیر معتقد به این مذهب غیر خودی ( کافِر ) محسوب میشوند. جنگیدن و کشته شدن به فرمان امام سیزدهم به معنی شهادت بود و افتخار. کشتن به فرمان امام سیزدهم به معنی جهاد بود و افتخار. بیانات و سیره امام خط مشی پیروان اوست. دارای رساله و احکام شرعی است. ( امام چهاردهم نیز سعی میکند همین راه و روش را تعقیب کند هر چند با پول )

با در نظر گرفتن خصوصیات فوق ابتدا بایستی اتفاقات سالهای 76 و 88 را با یکدیگر مقایسه کنیم و دلایل آن‌ها را بر اساس این خصوصیات بیازماییم تا به درستی یا نادرستی این فرضیات پی ببریم بعد از آن میتوان اتفاقات آتی را پیش‌بینی کرد. هر چند در این پیش‌بینی نقش و تأثیر مردم میتواند تغییرات زیادی را نسبت به روند آن ایجاد کند.

در سال 1376 مدیران و وزیران در سطوح کلان کشوری ترکیبی بودند از پیروان هر دو مذهب امام سیزده و چهارده و طرفداران رفسنجانی برخی نیز هنوز اعلام موضع نکرده بودند. برای اینکه باند رهبری بتواند پیروان امام سیزدهم را از صحنه خارج کند ابتدا میبایست هاشمی رفسنجانی را از صحنه خارج مینمود. لذا حکایتهای عالیجناب خاکستری و فساد اقتصادی هاشمی و ترورهای خارج کشور و مسئولیت ادامه جنگ برای منزوی کردن هاشمی و حزب کارگزاران سازندگی کافی بود. ایجاد جبهه وسیعی از مخالفین اعم از مردم - اصلاح طلبها و رفسنجانی طلبها خطر بسیار فراوانی برای باند رهبری ایجاد میکرد. لذا خامنه ای مجبور شد در سال 76 جام زهر تمکین به خواسته مردم را بنوشد. تا بتواند به نوبت به جبهه مقابل خود حمله کند. حذف رفسنجانی ها با همکاری اصلاح طلبان با موفقیت انجام گردید. دولت در سایه باند رهبری نیز همزمان در حالیکه خاتمی با تبسم همیشگی به فکر گفتگوی تمدنها و اصلاح وجهه سیاسی ایران در خارج کشور بود اقدام به گسترش باند رانتخواری و شناسائی پیروان مذهب امام سیزدهم و جذب پیروان امام چهاردهم مینمود. در این بین دانشجویانی که خود را صاحب نقش در انتخابات میدانستند سکوت خاتمی را تحمل نکردند و خود برای بسته شدن روزنامه سلام اعتراض کردند که واقعه 18 تیر اتفاق افتاد. و با پذیرش نامه رهبری به مجلس با ریاست کروبی جهت مسکوت گذاشتن بررسی قانون مطبوعات این حق طلبی بزرگ فدای منفعت طلبی اصلاح طلبان حاضر در صحنه سیاست شد.

در سال 84 اصلاح طلبان کارنامه درخشانی برای اعاده حقوق مردم نداشتند. تمامی ناتوانیهای خود را در صحنه مدیریت به دخالتهای دولت در سایه نسبت میدادند. لذا قبل از شروع انتخابات خود را بازنده میدانستند. این باخت با عقب نشینی طبقه متوسط جامعه از حمایت جناح اصلاح طلبان همراه شد.طبقه متوسط و تحصیل کرده با عدم برآورده شدن انتظارات حداقلی آن‌ها سرخورده شده بودند. این عوامل باعث شد که شخص احمدی نژاد با حمایت فرزند رهبری ( بنا به اظهارات آقای کروبی در مورد انتخابات سال 84 ) و با سر دادن شعارهای پوپولیستی بر تخت ریاست جمهوری تکیه کند.

در سال 84 باند هاشمی رفسنجانی از صحنه اخراج شدند. بخصوص کشیده شدن انتخابات سال 84 به مرحله دوم و شکست هاشمی از یک چهره ناشناس و کم اهمیت همچون احمدی نژاد به معنی از بین رفتن تمامی عزت و آبروئی بود که هاشمی قبلاً داشته است. لذا حامیان او در بین روحانیون و مدیران نیز وداع با او را بر حمایت از وی ترجیح دادند. سال 88 غالب مدیران و مسئولانی که پیرو مذهب امام سیزدهم بودند شناسائی شده بودند و تا آن تاریخ یا بازنشسته شده و یا به پستهای خیلی بی‌ارزش منتقل شده بودند. بنا براین باند رهبری با قدرت و توان حداکثری برای مقابله با پیروان مذهب امام سیزدهم وارد عرصه انتخابات شد. هر چند میزان حمایت مردمی برای دفاع از رأی خودشان برای باند رهبری قابل پیش‌بینی نبود. اما رهبران اصلاح طلبان منفعت طلبی کردند و در باورهای مذهبی امام سیزدهم پایداری نمودند باند رهبری از فرصت استفاده کرد بدون ترس از به هم ریخته شدن تقسیم قوا در قانون اساسی از ولایت مطلقه خود استفاده کرده و جنبش مردمی را خفه کرد. اقدامی که اصلاح طلبان زمینه آن را با دعوت مداوم مردم به راهپیمائیهای سکوت فراهم کرده بودند. اصلاح طلبان سکوت مردم را میخواستند و به قدرت رسیدن خودشان را تا شاید بتوانند کمی به عقب برگردند و آرمانهای سیاسی امام سیزدهم را واقعیت ببخشند. این حرکت منفعت طلبانه و پایمال کننده حق حاکمیت مردمی باعث شد که مردم کاملاً سکوت کنند و رهبران جنبش سبز در حصر بمانند. فریاد حق طلبی مردم در وقایع سال 88 باعث میشد که خواسته مردم علنی شود و منافع اصلاح طلبان برای باقی ماندن در صحنه سیاست به خطر بیافتد. با وجود این بخشی از این خواسته‌های به حق فریاد زده شد تا تفاوت این خواسته‌ها با باورها و خصوصیات اصلاح طلبان در تاریخ ثبت شود. این شعارها گویای این خواسته هاست ( مرگ بر دیکتاتور – مرگ بر روسیه – نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران – بگو مرگ بر چین – استقلال آزادی جمهوری ایرانی )

رد صلاحیتهای گسترده در انتخابات مجلس نهم ثابت کرد که پیروان مذهب امام چهاردهم دیگر جریان اصلاح طلبان را رقیبی برای خود نمی بینند. اکنون باند رهبری بدون ترس از حضور مردم در خیابانها به راحتی رانت خواریهای یکدیگر را در صحن علنی مجلس و نسبت به سران هر سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه افشاء میکنند. اختلاسهای هزار میلیاردی در این باند بخشهائی از فسادی است که به بیرون درز میکند. و باعث حذف شدن این افراد از سر سفره رهبری میشود. امروز دیگر تلاش احمدی نژاد برای باقی ماندن در بخش اعیانی سفره است. احمدی نژاد به خوبی درک کرده است که تنها با بها دادن به خواسته‌های آزادی طلبی مردم میتواند از باند رهبری امتیاز بگیرد. به همین علت نیز آزادانه مادر هوگو چاوز را در آغوش میگیرد و دلداری میدهد. احمدی نژاد میداند که تنها خواسته‌های حق طلبانه مردم باند رهبری را به عقب نشینی وادار خواهد کرد. لذا تلاش میکند در آخرین روزهای خود نقش پیش قراولی برای این خواسته‌ها را بازی کند. شاید امیدی باشد برای باقی ماندن سر سفره. چرا که باند رهبری از هر کسی که برای تهیج مردم و کشاندن آن‌ها به حوزه های رأی گیری تلاش کند حمایت خواهد کرد و عدم مشارکت مردم در انتخابات را مرگ خویش میداند. چنانچه نظر سنجیها اعمال احمدی نژاد را در کشاندن مردم پای صندوق رأی مؤثر نشان ندهد مطمئناً از حضور خاتمی در این انتخابات استقبال خواهد شد.

با سابقه و خصوصیات فوق کاملاً روشن است که باند رهبری هدفی که در این انتخابات تعقیب میکند تنها کشیدن مردم به حوزه های انتخابی است. آنها میدانند که تقلب در انتخابات هیچ عکس‌العملی در پی نخواهد داشت. مگر با رأی مردم در 88 آنطور برخورد کردند نهایتاً چه اتفاقی افتاد؟ آیا مردم از تلاشی که کردند نتیجه گرفتند؟ آیا بزرگترین درخواست موسوی اجرای بدون تنازل قانون اساسی نبود؟ آیا بزرگترین مشکل مردم پایمال شدن حق حاکمیت مردمی به سبب وجود اصل ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی نیست؟

هیچ‌گاه اصلاح طلبان امکان حضور مجدد در صندلی ریاست جمهوری را نخواهند داشت. اما شاید بتوانند به عنوان طعمه برای شکار مردم و کشاندن آن‌ها به حوزه های رأی گیری مورد استفاده قرار گیرند. این اقدام هم مردم فریب خورده را نا امیدتر خواهد کرد و هم تحت عنوان از بین رفتن محبوبیت اصلاح طلبان آن‌ها را همچون باند هاشمی رفسنجانی حذف خواهد نمود. ضمن اینکه کلید حل مشکلات اقتصادی و تحریمها که جان مردم را به لب رسانده است در اختیار امام چهاردهم میباشد. این کلید به رئیس جمهور انتصابی جدید واگذار خواهد شد. تا از برچیده شدن سفره باند رهبری جلوگیری کند. هر چند به یمن واردات اجناس خارجی و فروش آن‌ها به مردم از بابت ارز حاصل از فروش نفت در هشت سال گذشته این سفره پر برکت است. و تا زمانیکه مردم به اندازه کافی ناتوان و فرسوده نشده اند. از کلید رفع تحریمها استفاده نخواهد شد. این کلید چون تیغ دو لبه هم‌اکنون در حال ضربه زدن به مردم داخل کشور است. و استفاده از آن جهت تحت فشار قرار دادن اپوزیسیون و نهادهای حقوق بشری خارج کشور خواهد بود. تصمیم اخیر ایران برای تبدیل اورانیوم غنی شده به سوخت هسته ای تنها برای خرید زمان و انجام انتخابات است. تا کلید فوق در زمانیکه امام چهاردهم تعیین میکند استفاده شود. برای ایشان نیز بلائی که بر سر مردم در این زمان میآید هیچگونه اهمیتی ندارد. سفره پیروان امام چهاردهم کاملاً پر است.