ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

رهبری با نامه تروریست پروری

نامه اخیر رهبری که دارای مخاطب خاص و برای جوانان مسلمان غربی نوشته شده با ظاهری فریبنده ولی برای جهت دهی به افکار و اعمال مسلمانان افراطی غربی آماده شده. پس از فتوای قتل سلمان رشدی که به صورت علنی از سوی خمینی صادر شد. جانشین وی ضمن تظاهر به انسان دوستی پیغام ( خودداری از ترور کور و تداوم دشمنی مسلمانان با غرب و غیر مسلمانان ) را سر میدهد. هر چند اظهارات خامنه ای از سوی کشورهای غربی و جوانان غربی تعقیب و پیگیری نمیشود. ولی مهاجرت خیل عظیمی از شیعیان افغانستان و عراق به کشورهای غربی در سالهای اخیر زمینه اولیه برای ایجاد بستر این پیغامها را فراهم میکند. فعالیتهای تبلیغی رژیم تروریستی ایران و ساخت مساجد و مجامع دینی در کشورهای دیگر از سوی نهادهای وابسته به رهبر و رژیم ایران مخاطبینی دارد که از چشمهای مردم عادی به دور هستند. این نهادها وظیفه ایجاد تخم کینه و نفاق بین مسلمانان و غیر مسلمانان دیگر کشورها را عهده دار هستند. این در حالی هست که نهادهای دینی و مذهبی غیر شیعی حق ساخت یک بنای دینی برای خود در ایران را ندارند. بهائیها, زرتشتیها, سنی ها, مسیحی ها, بودائی ها, دراویش و دیگر باورمندان داری حداقل حقوق انسانی نیستند.

کدام جوان غربی میتواند باور کند و یا میداند که یک جوان ایرانی به جرم بهائی بودن حق ورود به دانشگاه را ندارد. اگر دانشگاهی نیز توسط بهائیان به صورت مخفی ایجاد شود و دانشجویانی برای آموزش و تربیت علم بپذیرد استاد و دانشجو و دست اندر کاران آن دانشگاه بایستی رهسپار زندانهای این رهبر مسلمین شوند.

 نامه رهبری از آن رو دارای اهمیت هست که جمهوری اسلامی برای عملیات تروریستی خارج کشور خود از مزدوران مذهبی غیر ایرانی استفاده میکند. به عنوان نمونه میتوان از بمب گذاری در مرکز همیاری یهودیان آرژانتین نام برد در این بمب گذاری تروریستی 85 یهودی کشته شدند. بیش از 300 نفر زخمی شدند. در سال 2012 رئیس جمهور آرژانتین "کارلوس منم" به جرم دریافت رشوه از ایران و سرپوش گذاشتن به نقش ایران در این بمب گذاری متهم شد. در این بمب گذاری ایران از حزب الله لبنان برای انجام عملیات استفاده کرده بود.
دولت آرژانتین تا کنون حداقل ۳ بار ایران را به دست داشتن در این حادثه تروریستی متهم کرده‌است.

آیا هیچگاه رهبر کنونی خامنه ای و یا سلف وی خمینی بابت حادثه تروریستی آرژانتین عذرخواهی کرده اند؟ آیا هیچگاه خامنه ای به خاطر فتوای قتل خمینی برای سلمان رشدی اظهار ندامت کرده هست؟

بیانات و اظهارات خامنه ای که برای رژیم جمهوری اسلامی ایران حکم هم شرعی و هم قانونی دارند. قابل چشم پوشی نیستند.  عوامل رژیم برای دسترسی به اهداف این بیانات طراحیها و اقدامات لازم را انجام میدهند. تمامی سیاستهای خارجی و تصمیمات مرتبط با نفوذ و اعمال قدرت در کشورهای خارجی توسط رهبری تنظیم میشوند. چنانچه شاهد هستیم نامه اخیر رهبری نیز به غالب زبانهای رسمی دنیا ترجمه شده و پخش میشود. شاید بتوان به راحتی نامه سال گذشته رهبری را در مراکز دینی یا فرهنگی وابسته به رژیم بیابیم.

 آیا من و دیگر منتقدین فراری از ظلم این رهبری دارای امکانات لازم برای ترجمه نقد خودمان در مورد این نامه هستیم؟ آیا رسانه های ایرانی مخالف رژیم در خارج از کشور دارای امکانات لازم برای ترجمه و پخش نقد مخالفین فرمایشات رهبری هستند؟ آیا توان فنی و مادی عوامل رهبری با توانائیهای اپوزیسیون مخالف رژیم ایران یکسان هست؟ هرگز چنین نیست و حتی حامیان مذهبی به اصطلاح مخالف رژیم مانند گنجی نیز دسترسی بیشتری به رسانه های بیگانه دارند. تا مخالفین منتقد نظام اسلامی و دینی. آمار مهمانان برنامه بی بی سی و صدای آمریکا را ملاحظه کنید.

جهت یافتن اهداف و خط مشی رهبر برای جوانان غیر ایرانی مسلمان و طرفدار وی در خارج از کشور لازم است نگاهی دقیق تر به متن نامه اخیر وی بیاندازیم. از آنجا که نامه طویل و خسته کننده ایشان و اهداف وی از این نامه نمیتواند هدف ما باشد. تنها به نکات مهم و اهداف شوم ایشان اشاره لازم میشود.
رهبری ترورهای پاریس را "ترور کور" مینامد. برای فهم واژه "ترور کور" بایستی به سوالات زیر پاسخ داد:
اگر حوادث پاریس "ترور کورکورانه" هستند "ترور آگاهانه" چگونه میتوانست باشد؟
اگر "ترور کورکورانه" مردود هست
آیا "ترور آگاهانه" مقبول است؟
آیا جوانان مخاطب رهبری بایستی از دشمنی با هم میهنان و غیر مسلمانان کشورشان دست بردارند؟

بررسی ادامه نامه رهبری هدف وی از ایجاد دشمنی و تداوم آن بین مسلمانان و غیر مسلمانان غرب را کاملا آشکار میکند آنجا که دردمندی خانواده های قربانیان ترورهای پاریس را با خانواده های فلسطینیان, سوریه ایها, افغانستانیها و عراقیها مقایسه میکند. و آنها را مستحق همدردی بیشتری مینامد. این مقایسه وقیحانه در حالی هست که اقدامات فرامرزی خامنه ای در سوریه و عراق از دلایل اصلی تداوم جنگ و خشونت در منطقه هست. خامنه ای به طور کامل از بشار اسد و حکومتهای شیعی عراق حمایت کرده و میکند در حالی که این حکومتها در حال کشتار یا ایجاد تبعیض در بین مردم خود بوده و هستند. مردمی که اکثریت آنها را مسلمانان تشکیل داده اند و به دست مسلمانان هموطن خودشان کشته میشوند.

موج انبوه ایجاد اختلاف و تنفر در جوانان مسلمان غربی در نامه خامنه ای مشهود هست. مثلا با تاکید فراوان از جمله "
لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت" استفاده میکند. تا تمامی عملیاتهای نظامی در عراق و افغانستان را جنگ کفار در مقابل اسلام بنامد. از آنجا که یک جوان مسلمان در کشورهای غربی در اقلیت هست. نمیتواند خواسته های خود را بر اساس باورهایش به راحتی فراهم کند. لذا نفوذ در این جوان و جذب آن به جبهه جنگ با کفار منظور و مقصود خامنه ای است. رهبری در گام اول که جوانان مسلمان غربی را از همدردی باز داشته تا با هم میهنان, دوستان مدرسه و دانشگاه خودشان همدردی نکنند آنهم به بهانه سوریه و فلسطین که دخالتهای شخص وی یکی از عوامل کشتار جوانان این کشورهاست. اکنون سعی میکند برای ترورهای انجام شده قالبی مناسب برای نشان دادن دشمنی غرب با دنیای اسلام بسازد.لذا جبهه کفر و دین را ترسیم میکند.

گام بعدی حمله به حکومتهای سکولار و دمکراتیکی هست که این جوانان مسلمان در کنار دیگر شهروندان غربی برپا نهاده اند.هدف ایجاد شک و شبهه در مورد سیاستها, اخبار و اطلاعاتی است که از سوی جوامع غربی در اختیار این جوانان قرار میگیرد. تمامی آنها نادرست و مزورانه نامیده میشوند. آنهم از سوی رهبری که در کشور تحت حاکمیت ولایت مطلقه ایشان آمار زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران زندانی و سیاستمداران منتخب حصر شده سر به فلک میکشد.

بایستی نگاهی به سن و سال تروریستهای مسلمان و نکات حساسیت بر انگیز آنها در سالهای اخیر بکنیم. آنگاه آشکارا از سوء استفاده خامنه ای از تعصبات فراوان جوانان مسلمان مطلع میشویم خامنه ای سعی دارد با استفاده از واژه های
"پرخاشگری" و "بی بند و باری اخلاقی" مخاطبین خود را به "پرخاشگری برای مقابله با رفتارهای غیر اسلامی" دعوت کند. از نظر روانشناسی "پرخاشگری" میتواند از شخص "پرخاشگر" به مخاطب وی "پرخاش شونده" منتقل شود. لذا هر جوان "بی بند و بار" که به "پرخاشگری" نیز متهم شده. به صورت روانی شایسته "پرخاش" جوان مسلمان قرار میگیرد. این اظهارات رهبری در حالی هست که جوانان غیر باورمند و بی دین هرگز به دنبال "پرخاشگری" نیستند. نهایت مطلوب آنها لذت بیشتر و آرامش بیشتر از زندگی هست که در تضاد کامل با "پرخاشگری" میباشد.

اتفاقات در عصر کنونی به صورتی کاملا شفاف نشان میدهد. که "پرخاشگری" و عدم تحمل باور و رفتارهای دیگران در میان مسلمانان از حدت و شدت بسیار فراوان تری بر خوردار هست. اتفاقی که برای "فرخنده" دختر 27 ساله افغانستانی افتاد را به خاطر دارید؟ با تهمت ملای مسجد مبنی بر توهین به قرآن جوانان مسلمان او را زیر لگد کشتند و آتش زدند.

خامنه ای در پایان نامه از جوانان مسلمان و مخاطبین خارج کشور خود میخواهد که مراقب هموطنان خودشان باشند که جاسوسی آنها را میکنند. چرا که هر نوع اظهار علاقه به شخص رهبری به صورت علنی میتواند حساسیت بر انگیز باشد و آنها را تحت نظر قرار دهد. یا اقدامات نابخردانه این جوانان میتواند خامنه ای را در مظان اتهام و شک برای ترورهای بین المللی قرار دهد. ترس خامنه ای از اقدامات این جوانان در انتهای نامه مشهود هست. همچنین خط مشی خود را به مدیران غالبا نابخرد خود ارائه میکند تا از اقدامات خودسرانه دوری کنند و مطیع اوامر فرماندهان خود باشند.

پس از اتفاقات پاریس این نهایت وقاحت و بی شرمی هست که رهبر ایران به جای محکوم کردن هر نوعی از ترور آنها را به "ترور کورکورانه" و "ترور آگاهانه" تقسیم میکند و بین جوانان مسلمان و غیر مسلمان دیگر کشورها تخم نفاق و دشمنی میکارد. خامنه ای که خود را رهبر مسلمین جهان و یگانه سکان دار دنیای شیعی میداند. هرساله میلیونها دلار برای دسترسی به چنین جایگاهی هزینه میکند. این اظهارات نیز تنها برای جذب جوانان مسلمان غربی به دور پایگاههای وی در خارج کشور هست. تا آنها خود را در این انزوای عقیدتی دارای حامی خارجی ببینند. و به راه خود تحت حمایت رهبری ادامه دهند. آمار روحانیون و طلاب غیر ایرانی در حوزه های دینی داخل ایران را اگر بررسی کنید به عمق و اهداف این بیانات پی خواهید برد. آنها حاملان باورها و اهداف خامنه ای در آنسوی مرزهای ایران هستند تا با استفاده از آزادی بیان در کشورهای غربی به نشر بیانات تروریست پرور رهبری بپردازند و سهم خودشان را از نفت چپاول شده مردم ایران دریافت کنند.

هیچ نظری موجود نیست: