ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۱۲, یکشنبه

انتخابات آزاد حقیقت یا دروغ ( نقدی بر کنفرانس پراگ )

کنفرانس پراگ و حاصل تجمیع مخالفان رژیم در یک کنفرانس عملا گامی برای دستیابی به یک برنامه مشخص و گویا جهت برقراری دمکراسی نبود. در این کنفرانس که جمع به اصطلاح نخبگان دمکراسی خواه در خارج از مرزهای ایران گرد هم آمدند اصلی ترین سوالات مردم ایران پاسخ داده نشد. به رغم استقبال فراوانی که از مقاله قبلی من "خمینی نباشید و خمینی سازی نیز نکنید" در بین دمکراسی خواهان ایرانی وجود داشت خیلی از شرکت کنندگان این کنفرانس در اظهارات خود به گوشه هائی از این نیاز بالقوه جامعه ایرانی اشاره کردند یعنی روشن کردن هدف و نوع سیستم حکومتی برای روز بعد از سرنگونی رژیم آخوندی ولی از راه حل قطعی برای تبین برنامه های مدون و آشکار طفره رفتند. به عنوان مثال آقای شریعتمداری پس از اتمام گفتگوهای اولیه برگزار کنندگان و در اولین سوال از بخش پرسش و پاسخ اظهارات زیر را ابراز کردند

حسن شریعتمداری در پاسخ به سوال مطرح شده گفت: «قانون اساسی فقط یک نوشته حقوقی نیست مسلما در بخش تنظیم آن حقوقدان ها و نخبه گان باید شرکت کنند اما ارزش های ملی و عرف تاریخی، ارزش هایی را تعیین می کند که باید بر اساس آن قانون اساسی را نوشت. ما قبل از نوشتن قانون اساسی چند سوال اصلی داریم که نخبه گان باید به آن جواب دهند تا مردم هم قبول کنند. نحوه توزیع قدرت در ایران، منابع مالی، منابع قدرت چگونه تقسیم می شود؟ منابع قدرت یعنی تمرکز قدرت یا عدم تمرکز و فدارالیسم. حل این قضیه یعنی باید در گسل های اجتماعی تفاهم ایجاد شود. گسل توانمند و بی نوا، گسل نسلی، گسل جنسیتی و گسل فرهنگی که باید برای آن میانگین قابل قبول ملی تعیین شود. امروز همه جا مردم دنیا قانون اساسی خود را قبول دارند نه دین هایی که از طرف خانواده به آنها منتقل شده است. باید قانون اساسی نوشت که کرد و بلوچ، زن و مرد، بی دین و دیندار ما تبلوری از خواسته های خود را در آن ببینند».
 
 سوالاتی که آقای شریعتمداری با پاسخ خود ایجاد میکنند
آیا جمع حاضر در این کنفرانس از نخبگان ایران نیستند؟ 
آیا تدوین پیش نویس قانون اساسی برای تبیین نحوه توزیع قدرت نیست؟ 
آیا مردمی که نمیدانند توزیع قدرت در دمکراسی مورد انتظار آنها چگونه خواهد بود آماده جانفشانی برای این دمکراسی خواهند شد؟ 
 شما از ارزشهای ملی و عرف تاریخی ایران که بایستی در تدوین قانون اساسی نقش داشته باشند سخن میگوئید چرا این ارزشها را مشخص نمیکنید تا مردم ارزشهای واقعی خودشان را با ارزشهای مورد اشاره شما مقایسه کنند؟
به راستی آقای شریعتمداری انتخابات آزادی که شما خواهان آن هستید برای انتخاب افرادی از جنس شماست که قانون اساسی را بدور از چشم مردم و بر اساس ارزشهای گروهی خودتان تدوین کنید و تنها مردم حق تصویب یا عدم تصویب آن را داشته باشند؟
آیا به نیاز جوانان امروز ایران در این قانون اساسی توجهی خواهد شد؟
آیا طفره رفتن شما برای شفاف کردن نوع سیستم حکومتی برای بعد از سرنگونی به علت فرار از آشکار کردن نیات واقعی شما نیست؟
آیا مردمی که از نیات واقعی شما آگاهی نمیابند میتوانند در یک انتخابات آزاد انتخاب درستی بنمایند؟


در بخشهای دیگری از این کنفرانس به بخشهائی از مقاله "خمینی نباشید و خمینی سازی نیز نکنید" اشاره شده است بدون آنکه نامی از نگارنده این مقاله وجود داشته باشد. به عنوان مثال
مجید محمدی، دومین سخنران صبح یک‌شنبه بود. وی گفت: «همان طور که جمهوری اسلامی در داخل کشور به دلیل بحران اعتماد مبتنی بر امپراتوری دروغ و تقلب است و بحران اعتماد در میان مردم دارد، اپوزیسیون هم دچار این بحران اعتماد، اما از نوعی دیگر است. بحران اعتماد یکی از بزرگ ترین مشکلات مخالفان برای بسیج مردم و کسانی است که در داخل کشور ناراضی‌اند. اعتماد صرفا با مخالفت با نظام سیاسی موجود به دست نمی‌آید. به نظر من دوره حاضر، دیگر زمان این‌که یک خمینی سوار بر هواپیما وارد ایران شود به سر آمده است»

این گوینده نیز راه اعتماد سازی را نه مشخص کردن اهداف بلکه موج سواری بر نیاز روز مردم میداند و میخواهد با پرداختن به بحران سازیهای روزانه رژیم و ارائه راهکارهای منطقی خود را در کنار مردم قرار دهد تا اعتماد آنها را جلب کند. این اقدام نیز با توجه به چندین سال فعالیت اپوزیسیون برای نشان دادن عکس العملهای روزانه به اقدامات رژیم کارسازی خود را برای اعتماد سازی از دست داده است به بیان واقعی تر این اقدام تنها در یک حکومت دمکراتیک توسط احزاب مخالف با حزب حاکم کارسازی دارد و ایرادات مربوط به سیستم حاکم را برای زندگی روزمره مردم نشان میدهد و همانند یک ناظر آگاه اقدام به بیان خواسته های مردم اقلیت به حزب حاکم اکثریت میکند حزبی که حق انتخاب شدن دارد و میتواند با حضور در صحنه سیاست این مشکلات را از بین ببرد.

بررسی کنفرانس پراگ و سخنان مطرح شده در آن و موضوعاتی که در صدر این کنفرانس قرار گرفت متاسفانه فاصله زیاد این گردهمآیی را از نیاز جامعه کنونی ایران اثبات کرد نفس عمل جمع شدن برای اتحاد خود نشان از یک قدم مثبت برای شنیدن دیگر صداها و تلاش برای رسیدن به گفتمان مشترک است اما مشکل در این است که امروزه همه دسترسی به تمامی مطالب و اظهارات شرکت کنندگان را در سایتها و وبلاگهای این افراد دارند چنین گردهمایی هائی تنها میتواند برای تصمیم گیری و رای گیری در مورد تصمیمات و پیشنهادات معنی پیدا کند که متاسفانه چنین حرکتی نیز وجود نداشت و مشاهده نشد. به عنوان مثال به رغم آنکه بسیاری از شرکت کنندگان بر ضرورت تاسیس و حمایت از یک رسانه ملی آزاد در خارج از مرزهای ایران دارند. هیچ اقدام عملی برای تعیین چهارچوبهای این رسانه و نحوه حمایت و مدیریت و نظارت آن صورت نمیگیرد. حرکتی که تنها در کنار هم بودن اعضاء این مجمع میتواند راه آن را نشان دهد. هرچند بحث در مورد چهارچوبها و اصول میتواند پیش از این گردهمائی نیز مطرح شود و چنین مجمعی برای تصویب و نهائی کردن نقاط مورد توافق باشد.

نهایتا باز هم تاکید میکنم هیچ نوع اتحادی بدون جلب حمایت مردم داخل کشور معنی ندارد و مردمی که از نتیجه این اتحاد و آثار آن بی اطلاع هستند مطمئنا حامی آن نخواهند بود. بنابر این گفتمان انتخابات آزاد در گستره سیاسی ایران بایستی معنائی واقعی داشته باشد تا بتواند حمایت مردمی را جلب نماید. استفاده از واژه انتخابات آزاد بدون مشخص کردن انتخاب کننده و انتخاب شونده و جامعه سیاسی انتخاب هیچ معنی ملموسی برای ایرانیان ندارد این در حالی است که انتخابات آزاد بدون داشتن آزادی سیاسی برای فعالیت سیاسی بدون داشتن رسانه های آزاد و آزادی بیان بدون داشتن احزاب آزاد و شناخته شده بدون داشتن حق گفتمان در جامعه نه تنها معنائی ندارد بلکه امکان پذیر نیز نیست. در صورت انجام آن نیز به خاطر عدم شناخت مردم از چهره های سیاسی مردمی و ورود فرصت طلبها به میان آنها نتیجه دلخواه را ندارد. به همین علت است که هدف قرار دادن این واژه برای ایجاد یک اتحاد و یا جنبش نمیتواند در بستر سیاسی موجود در ایران ممکن شود و تنها نیروی سیاسی مخالف رژیم را فرسایش داده و آنها را برای توجیه روزانه این واژه نادرست به کار خواهد گرفت و این همه در حالی است که نیاز به یک سیستم سیاسی لائیک و آزاد برای ایران بیش از هر روز دیگر بر مردم ایران آشکار شده است و سلطنت طلبها و تجزیه طلبها با همراهی جنگ طلبهای داخلی و خارجی به فکر تکه تکه کردن ایران عزیز هستند.

من انتظار ندارم کسانیکه در این کنفرانسها شرکت میکنند نامی از من و هزاران ایرانی مثل من را در این کنفرانسها مطرح کنند آنها میتوانند آزادانه هرچه میزان که دوست دارند از پیشنهادات و گفتمانهای دیگران استفاده کنند ولی استدعای من اینست که در این روزهای نگران کننده برای ایران مردم و هم میهنان ما را فراموش نکنند ایرانی بودن خودشان را فدای امیال سیاسی خویش نکنند به جای آنکه هدفشان رسیدن به قدرت سیاسی و راندن خر مراد به میل خویش باشد هدفشان خدمت به ایران و آزادی باشد هدفشان شفافیت و بیان حقایق به مردم باشد هدفشان حمایت از حقوق انسانی تک تک ایرانیان باشد از بیان مدلی که برای جامعه سیاسی ایران آینده دارند نترسند و این اطمینان را به مردم بدهند که به فکر آینده این سرزمین هستند

پیش از پایان این مقاله نیز از تک تک کسانیکه گفتمان برای تعیین بایدها و نبایدها در قانون اساسی را شروع کرده اند سپاسگزاری میکنم از آقای اشکوری برای شروع بحث " دین مدنی" از آقای بنی صدر برای بحث "آیا دولت بی مرام شدنی است؟" و سایر فعالین حوزه سیاست ضمنا مطمئن هستم که بیشتر حاضرین در کنفرانس پراگ به نیت خیر برای ایجاد اتحاد جمع شده اند ولی بایستی یاد آوری کنم که تنها نیت خیر کافی نیست اقدامات انجام گرفته بایستی حتما در جهت اتحاد داخل و خارج از کشور صورت گیرد تا بتواند رهنمونی برای دمکراسی در ایران باشد

هیچ نظری موجود نیست: