۱۴۰۴ بهمن ۹, پنجشنبه

مانیفست گذار دموکراتیک ایران

مانیفست پیشنهادی به تمامی دمکراسی خواهان سکولار،

با باور به اینکه حاکمیت از آنِ مردم ایران است و هیچ فرد یا نهادی حق مصادره آن را ندارد،
متعهد می‌شویم که گذار از وضعیت کنونی ایران تنها از مسیر دموکراتیک، سکولار، انتخابی و مشارکتی انجام شود.
گذار دموکراتیک همراه با سرنگونی کامل رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و با توزیع قدرت آغاز می‌شود.

اصل یک: منبع مشروعیت

1. تنها منبع مشروعیت نهادهای دوران گذار، نمایندگی مستقیم یا غیرمستقیم مردم از طریق انتخابات آزاد است.
2. هیچ مقام انتصابی، فردی یا شورایی، حق اعمال حاکمیت بدون رأی مردم را ندارد.
3. این مانیفست هرگونه امحاء اسناد، تخریب آرشیوها و حذف شواهد نقض حقوق بشر را جرم علیه گذار دموکراتیک می‌داند.

اصل دو: تشکیل مجلس منتخب دوران گذار با استفاده از شوراهای شهری

1. انتخابات آزاد شوراهای شهر و روستا به‌عنوان اولین نهادهای انتخابی، پایه اولیه نمایندگی مردم در گذار خواهند بود.
2. ثبت نام و اجرای انتخابات اولیه شهر و روستا توسط شهرداریها با همکاری إدارات آموزش و پرورش پس از انتخاب مدیران جدید صورت خواهد گرفت.
3. بررسی شکایات و رعایت عدالت انتخابی توسط کمیته های موقت نظارت بر انتخابات دیوان قضایی انجام خواهد گرفت.
4. أعضاء شوراهای شهری بایستی دارای عدم سابقه سرکوب سیاسی و اختلاس باشند. 
5. شوراهای منتخب هر استان، نمایندگانی را (به نسبت جمعیت) برای مجلس دوران گذار انتخاب می‌کنند.
6. این مجلس دوران گذار:
  • نهاد عالی تصمیم‌گیری دوران گذار است،
  • مسئول تعیین زمان‌بندی انتخابات ملی،
  • ناظر بر دولت موقت،
  • انتخاب کمیسیون امنیت ملی برای آماده کردن لیست پیشنهادی فرماندهان ارتش،
  • بررسی سوابق و رای اعتماد به فرماندهان موقت نیروهای ارتش زمینی، هوایی و دریایی،
  • مرجع تصویب قوانین موقت گذار خواهد بود.
7. این مجلس فاقد اختیار تدوین قانون اساسی دائمی است.

اصل سه: دولت موقت پاسخگو، نه قیم

1. دولت موقت توسط مجلس دوران گذار و از میان آنان انتخاب و در برابر آن پاسخگوست.
2. اختیارات دولت موقت محدود است به:
  • اداره امور جاری کشور،
  • تضمین امنیت و آزادی‌های مدنی،
  • اجرای تصمیمات انتخاباتی.
3. دولت موقت حق ندارد:
  • تعهدات بلندمدت غیرقابل بازگشت ایجاد کند،
  • ساختارهای دائمی قدرت بنا نهد،
  • یا انتخابات را به تعویق اندازد مگر با رأی صریح مجلس گذار.

اصل چهار: مدیریت نهادها با رأی کارکنان در دوران گذار

1. در تمامی سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای عمومی:
  • مدیران دوران گذار با رأی مستقیم کارکنان همان نهاد انتخاب می‌شوند.
2. این مدیران:
  • موقت،
  • پاسخگو و دارای صلاحیت مدیریتی،
  • دارای سابقه حرفه‌ای و کاردان،
  • دارای عدم سابقه سرکوب سیاسی،
  • و فاقد حق انتصاب جانشین دائمی هستند.
3. تمامی دفاتر ولایت فقیه و نمایندگیهای آنها در إدارات و نهادها بسته خواهد شد.
4. تحهیزات نظامی سپاه پاسداران به ارتش واگذار خواهند شد.
5. ادغام و تعطیلی سایر نهادهای سپاه به صورت مرحله‌ای، تحت نظارت کمیسیون امنیت ملی و با تضمین حفظ امنیت عمومی صورت خواهد گرفت.
6. این سازوکار برای جلوگیری از فروپاشی اداری و حذف قیمومت سیاسی بر نهادهاست.

اصل پنج: دیوان قضایی دوران گذار با انتخاب حقوق‌دانان مستقل

1. دیوان قضایی دوران گذار از طریق انتخابات میان:
  • وکلای دادگستری،
  • استادان حقوق، تشکیل می‌شود.
2. این دیوان:
  • مستقل از دولت و مجلس است،
  • مسئول عدالت انتقالی است،
  • تضمین‌کننده حقوق بنیادین در دوران گذار است،
  • کاملا سکولار و بدور از نهادهای دینی است.
3. هیچ مقام اجرایی یا سیاسی حق دخالت در ترکیب یا آرای آن را ندارد.

اصل شش: زمان‌بندی انتخابات و کنترل فرآیند انتخاباتی

1. زمان‌بندی تمامی انتخابات (همه‌پرسی قانون اساسی، انتخابات مجلس مؤسسان) توسط مجلس دوران گذار تعیین می‌شود.
2. تعیین ضوابط و انتخابات مجلس موسسان حداکثر تا چهار ماه و همه پرسی تا هشت ماه بایستی انجام شوند.
3. نظارت بر انتخابات مجلس موسسان به هیئتی مستقل سپرده می‌شود که شامل:
  • نمایندگان احزاب،
  • نهادهای مدنی،
  • رسانه‌های آزاد،
  • و ناظران بین‌المللی است.
4. دولت موقت صرفاً مجری انتخابات است، نه تصمیم‌گیر نتیجه آن.

اصل هفت: جایگاه أحزاب، رسانه‌های عمومی و گزینه‌های نظام سیاسی

1. فعالیت آزاد احزاب سیاسی بدون تبعیض با ثبت در دفاتر شوراهای شهری تضمین می‌شود.
2. رسانه‌ها موظف به رعایت بی‌طرفی، دسترسی برابر و شفافیت در پوشش فعالیت‌های سیاسی و انتخاباتی هستند.
3. سانسور، فیلترینگ و فشار امنیتی بر رسانه‌ها ممنوع است.
4. هرگونه نظام سیاسی مبتنی بر تمرکز قدرت در یک فرد یا نهاد غیرانتخابی (منوکراسی) که در تضاد با اصول دموکراسی و حاکمیت مردم باشد، نمی‌تواند گزینه رفراندوم قرار گیرد. 

اصل هشت: پایان گذار

1. با تشکیل نهادهای منتخب دائمی و ادای سوگند آنان:
  • مجلس دوران گذار،
  • دولت موقت،
  • دیوان قضایی گذار منحل می‌شوند،
  • دوره فرماندهی فرماندهان موقت ارتش پایان میابد.
2. هیچ مقام گذار حق استمرار قدرت پس از پایان مأموریت را ندارد.

تعهد نهایی

ما امضاکنندگان این مانیفست متعهد می‌شویم که:
  • از هرگونه تمرکز قدرت به نام ثبات پرهیز کنیم،
  • به اصل تمامیت ارضی کشور ایران با تمامی جان پایبند باشیم،
  • حق تعیین سرنوشت مردم ایران را غیرقابل تعلیق بدانیم،
  • گذار را نه به نام مردم، بلکه به دست مردم رقم بزنیم.

تحلیل و نقد سیاسی پروژه گذار رضا پهلوی (پروژه شکوفایی ایران)

نقدی متمرکز بر خطرات این پروژه برای دموکراسی سکولار و حق تعیین سرنوشت مردم

چهارچوب کلی نقد

مسئله اصلی این پروژه (پروژه شکوفایی ایران) تمرکز شدید قدرت در جایگاه «رهبر خیزش ملی» و نهادهای انتصابی وابسته به اوست؛ تمرکزی که اگرچه با زبان «گذار»، «ثبات» و «اضطرار» توجیه می‌شود، اما در عمل:
اصل حاکمیت مردم را به تعویق می‌اندازد،
تفکیک قوا را مخدوش می‌کند،
و امکان لغزش گذار به اقتدارگرایی سکولارِ شخص‌محور را ایجاد می‌کند.

۱. مشکل بنیادین: منبع مشروعیت قدرت

آنچه پروژه می‌گوید
رهبر خیزش ملی، پیشاپیش تعیین شده است.
تمام نهادهای اصلی گذار (نهاد خیزش ملی، دولت گذار، دیوان گذار) یا مستقیماً منصوب او هستند یا با تأیید نهایی او مشروعیت می‌یابند .
مردم هیچ نقش مستقیمی در انتخاب رهبر یا نهادهای اصلی گذار ندارند تا مرحله‌های بعدی.
خطر دموکراتیک
در دموکراسی، مشروعیت از رضایت اولیه مردم می‌آید، نه از «کارآمدی»، «اضطرار» یا «سابقه تاریخی». در این پروژه:
مردم به «موضوع مدیریت» تبدیل شده‌اند، نه «صاحب قدرت».
همه‌پرسی‌ها پسینی هستند؛ یعنی بعد از تثبیت یک ساختار قدرت انجام می‌شوند.
📌 خطر: تثبیت «حق حاکمیت موقت بدون رضایت» که در تاریخ گذارها اغلب دائمی می‌شود.

۲. تمرکز قدرت سه‌گانه در یک نقطه

ساختار پیشنهادی
رهبر خیزش ملی:
رؤسای هر سه قوه‌ی گذار را تأیید یا عزل می‌کند،
نقش بالادستی در مقننه، مجریه و قضاییه دارد،
و حتی پس از انحلال نهادها، نقش «مشورتی دائمی» خود را حفظ می‌کند .
تعارض با دموکراسی سکولار
حتی در شرایط اضطراری:
هیچ فردی نباید هم‌زمان بر قانون‌گذاری، اجرا و قضا نظارت نهایی داشته باشد.
این ساختار عملاً «تفکیک قوا» را به «تفویض قوا از بالا» تقلیل می‌دهد.
📌 خطر: بازتولید الگوی «رهبر فرادست» با زبانی غیرمذهبی اما با کارکردی مشابه ولایت فقیه.

۳. نهاد خیزش ملی: پارلمان بدون رأی مردم

ویژگی‌ها
نقش قوه مقننه را دارد،
اعضایش انتصابی هستند،
تغییر ترکیب آن نیز منوط به تأیید رهبر است .
پیامد
این یعنی:
قانون‌گذاری بدون نمایندگی واقعی،
تعیین قوانین موقت (که می‌توانند اثرات دائمی داشته باشند) بدون رأی مردم.
📌 خطر: عادی‌سازی «قانون‌گذاری غیرانتخابی» تحت عنوان اضطرار.

۴. همه‌پرسی‌ها: ابزار مشروعیت‌بخشی یا حق حاکمیت؟

ظاهر دموکراتیک
همه‌پرسی نوع حکومت
همه‌پرسی قانون اساسی
واقعیت ساختاری
چارچوب، زمان‌بندی، گزینه‌ها و نهاد برگزارکننده همگی توسط دولت گذار انتصابی تعیین می‌شوند.
مردم بین گزینه‌هایی رأی می‌دهند که از قبل «فیلتر ساختاری» شده‌اند .
📌 خطر: همه‌پرسی به‌جای ابزار اعمال اراده مردم، به ابزار تأیید تصمیمات نخبگان تبدیل می‌شود.

۵. تعلیق عملی حق تعیین سرنوشت

در کل دوره اضطرار (۱۸ تا ۳۶ ماه):
مردم حق انتخاب هیچ مقام کلیدی را ندارند،
اعتراض یا مخالفت ساختاری پیش‌بینی نشده،
هیچ سازوکار عزل رهبر یا نهادهای اصلی توسط مردم وجود ندارد.
📌 خطر: «گذار بدون مردم» که در آن مردم فقط در پایان، اجازه تأیید یا رد دارند—آن هم در شرایط نابرابر قدرت.

۶. خطر شخصی‌سازی دولت آینده

پروژه به‌طور مکرر:
نام یک فرد مشخص را به‌عنوان محور گذار ذکر می‌کند،
بدون اینکه مکانیسم نهادی مستقل از شخص ارائه دهد.
📌 خطر تاریخی: گذارهایی که حول «فرد نجات‌بخش» طراحی می‌شوند، معمولاً:
یا به اقتدارگرایی نرم ختم می‌شوند،
یا با حذف همان فرد دچار فروپاشی نهادی می‌گردند.

جمع‌بندی نهایی (نقد هسته‌ای)

این پروژه:
گذار را مدیریتی می‌بیند، نه مردمی،
دموکراسی را به «مرحله بعد» موکول می‌کند،
و حق تعیین سرنوشت را از «حق اولیه» به «پاداش نهایی» تبدیل می‌کند.

خطر نهایی

اختیاراتی که به یک فرد برای اعمال قدرت از بالا اعطا شود،
هرگز از پایین قابل پس‌گرفتن نیست.