۱۴۰۴ بهمن ۹, پنجشنبه

تحلیل و نقد سیاسی پروژه گذار رضا پهلوی (پروژه شکوفایی ایران)

نقدی متمرکز بر خطرات این پروژه برای دموکراسی سکولار و حق تعیین سرنوشت مردم

چهارچوب کلی نقد

مسئله اصلی این پروژه (پروژه شکوفایی ایران) تمرکز شدید قدرت در جایگاه «رهبر خیزش ملی» و نهادهای انتصابی وابسته به اوست؛ تمرکزی که اگرچه با زبان «گذار»، «ثبات» و «اضطرار» توجیه می‌شود، اما در عمل:
اصل حاکمیت مردم را به تعویق می‌اندازد،
تفکیک قوا را مخدوش می‌کند،
و امکان لغزش گذار به اقتدارگرایی سکولارِ شخص‌محور را ایجاد می‌کند.

۱. مشکل بنیادین: منبع مشروعیت قدرت

آنچه پروژه می‌گوید
رهبر خیزش ملی، پیشاپیش تعیین شده است.
تمام نهادهای اصلی گذار (نهاد خیزش ملی، دولت گذار، دیوان گذار) یا مستقیماً منصوب او هستند یا با تأیید نهایی او مشروعیت می‌یابند .
مردم هیچ نقش مستقیمی در انتخاب رهبر یا نهادهای اصلی گذار ندارند تا مرحله‌های بعدی.
خطر دموکراتیک
در دموکراسی، مشروعیت از رضایت اولیه مردم می‌آید، نه از «کارآمدی»، «اضطرار» یا «سابقه تاریخی». در این پروژه:
مردم به «موضوع مدیریت» تبدیل شده‌اند، نه «صاحب قدرت».
همه‌پرسی‌ها پسینی هستند؛ یعنی بعد از تثبیت یک ساختار قدرت انجام می‌شوند.
📌 خطر: تثبیت «حق حاکمیت موقت بدون رضایت» که در تاریخ گذارها اغلب دائمی می‌شود.

۲. تمرکز قدرت سه‌گانه در یک نقطه

ساختار پیشنهادی
رهبر خیزش ملی:
رؤسای هر سه قوه‌ی گذار را تأیید یا عزل می‌کند،
نقش بالادستی در مقننه، مجریه و قضاییه دارد،
و حتی پس از انحلال نهادها، نقش «مشورتی دائمی» خود را حفظ می‌کند .
تعارض با دموکراسی سکولار
حتی در شرایط اضطراری:
هیچ فردی نباید هم‌زمان بر قانون‌گذاری، اجرا و قضا نظارت نهایی داشته باشد.
این ساختار عملاً «تفکیک قوا» را به «تفویض قوا از بالا» تقلیل می‌دهد.
📌 خطر: بازتولید الگوی «رهبر فرادست» با زبانی غیرمذهبی اما با کارکردی مشابه ولایت فقیه.

۳. نهاد خیزش ملی: پارلمان بدون رأی مردم

ویژگی‌ها
نقش قوه مقننه را دارد،
اعضایش انتصابی هستند،
تغییر ترکیب آن نیز منوط به تأیید رهبر است .
پیامد
این یعنی:
قانون‌گذاری بدون نمایندگی واقعی،
تعیین قوانین موقت (که می‌توانند اثرات دائمی داشته باشند) بدون رأی مردم.
📌 خطر: عادی‌سازی «قانون‌گذاری غیرانتخابی» تحت عنوان اضطرار.

۴. همه‌پرسی‌ها: ابزار مشروعیت‌بخشی یا حق حاکمیت؟

ظاهر دموکراتیک
همه‌پرسی نوع حکومت
همه‌پرسی قانون اساسی
واقعیت ساختاری
چارچوب، زمان‌بندی، گزینه‌ها و نهاد برگزارکننده همگی توسط دولت گذار انتصابی تعیین می‌شوند.
مردم بین گزینه‌هایی رأی می‌دهند که از قبل «فیلتر ساختاری» شده‌اند .
📌 خطر: همه‌پرسی به‌جای ابزار اعمال اراده مردم، به ابزار تأیید تصمیمات نخبگان تبدیل می‌شود.

۵. تعلیق عملی حق تعیین سرنوشت

در کل دوره اضطرار (۱۸ تا ۳۶ ماه):
مردم حق انتخاب هیچ مقام کلیدی را ندارند،
اعتراض یا مخالفت ساختاری پیش‌بینی نشده،
هیچ سازوکار عزل رهبر یا نهادهای اصلی توسط مردم وجود ندارد.
📌 خطر: «گذار بدون مردم» که در آن مردم فقط در پایان، اجازه تأیید یا رد دارند—آن هم در شرایط نابرابر قدرت.

۶. خطر شخصی‌سازی دولت آینده

پروژه به‌طور مکرر:
نام یک فرد مشخص را به‌عنوان محور گذار ذکر می‌کند،
بدون اینکه مکانیسم نهادی مستقل از شخص ارائه دهد.
📌 خطر تاریخی: گذارهایی که حول «فرد نجات‌بخش» طراحی می‌شوند، معمولاً:
یا به اقتدارگرایی نرم ختم می‌شوند،
یا با حذف همان فرد دچار فروپاشی نهادی می‌گردند.

جمع‌بندی نهایی (نقد هسته‌ای)

این پروژه:
گذار را مدیریتی می‌بیند، نه مردمی،
دموکراسی را به «مرحله بعد» موکول می‌کند،
و حق تعیین سرنوشت را از «حق اولیه» به «پاداش نهایی» تبدیل می‌کند.

خطر نهایی

اختیاراتی که به یک فرد برای اعمال قدرت از بالا اعطا شود،
هرگز از پایین قابل پس‌گرفتن نیست.

هیچ نظری موجود نیست: